فاطمه طباطبایی: انجام اعمال نیک اگر همراه عجب و ریا باشد، موجب احتجاب هر چه بیشتر انسان می شود

photo_2016-09-07_11-59-43

دکتر فاطمه طباطبایی گفت: ایجاد تفرقه یکی از جنود شیطان است.

به گزارش خبرنگار جماران به نقل از پرتال امام خمینی(س)، دکتر فاطمه طباطبایی، استاد دانشگاه و مدیر گروه عرفان اسلامی پژوهشکده امام خمینی، در یازدهمین جلسه از سلسله درس گفتارهای شرح حدیث جنود عقل وجهل امام خمینی، که در محل انجمن علمی عرفان اسلامی بر گزار می شود ابراز داشت: « تفرقه، در جاهای مختلف، اعمّ از موضوعات علمی، سیاسی، اجتماعی و غیره به شکل های مختلف نمودار می شود. در نهایت آن چه که از این تفرقه و پراکندگی ها مد نظر شیطان می باشد، ایجاد  پراکندگی ذهن و در نتیجه نرسیدن و دست نیافتن به توحید است. تمام مقصود دین و شریعت، وصول به توحید می باشد و این تفرقه و پراکندگی ها، مانعی بر سر راه رسیدن به توحید است.»

طباطبایی با اشاره به جایگاه عشق مجازی در سیر و سلوک آدمی اظهار داشت:« عشق مجازی، زمینه ساز عشق حقیقی است. گفته شده ” المجاز قنطره الحقیقه “. چرا که فرد در عشق های مجازی، دوست داشتن و  “واحد الهم” بودن را تجربه می کند ،تمام احساسات و عواطف خود را به یک فرد معطوف می سازد. عاشق در این عشق می آموزد که همه چیز خود را باید فدای معشوق خود کند. اما باید به این حقیقت توجه نماید که معشوق او،  باید متناسب با شأن و جایگاه او باشد.»

وی ادامه داد:« عارفان از دو نوع عشق سخن می گویند؛ عشقی که قبل از خرد و عقل است و عشقی که فوق عقل است. هنگامی که انسان از منِ خود عبور می کند و معشوق حقیقی را شهود می کند، می گوید: عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.   ساحت عاطفه و عشق، وجود انسان را لطافت می بخشد و هر مقدار که این لطافت بیشتر گردد،شهود و وصول به حق تعالی آسان تر می شود . لکن باید تحت لوای عقل به درستی مدیریت شود و از وسوسه های شیطان، محفوظ نگاه داشته شود.»

طباطبایی به لزوم داشتن استاد در طریق سیر و سلوک اشاره کرد و خاطر نشان کرد: « سلوک با سختی هایی همراه است و پیوسته به مراقبه نیازمند است، به همین جهت پیغمبر از آن به جهاد اکبر تعبیر کردند. و این سختی بدان علت است که دشمن در این نبرد، درونی است و ما را حتی در لحظاتی که خواهان انجام کار خیرهستیم، رها نمی کند و چه بسا به کار زشت تبدیل می کند.بنابراین باید در همه ی آنات مراقب سلطه پیدا نکردن شیطان بر نفس بود. تأکید عرفا بر لزوم معلم و مرشد در مسیر سلوک به همین علت است.»

وی افزود:« گاه اموری به ظاهر نیک است، ولی انسان متوجه می شود برای اتصاف به زهد، باید از آن اعراض کند. برای مثال، فردی که به ریاستی منصوب می شود  و یا به تدریس قرآن و معارف دینی  می پردازد ولی به جهت خلقیاتی که دارد یا مسائلی که خودش تشخیص می دهد، نگران  ابتلا به امراضی مانند عجب و ریا و…می شود در این صورت  بر او لازم است که برای اتصاف به زهد، از انجام آن ها  صرف نظر کند چراکه این عمل مقدس، موجب احتجاب هرچه بیشتر او می شود.»

رئیس انجمن  علمی عرفان اسلامی در ادامه به بحث از فطرت نزد امام خمینی(س) پرداخت و گفت:« انسان با فطرت الهی که اصلی است آفریده می شود و به تبع همان فطرت اصلی، از فطرت دیگری برخوردار می شود. از این رو انسان، دارای دو فطرت اصلی و تبعی است و سایر فطریات، به این دو فطرت باز می گردد. ویژگی فطرت اصلی، این است که استقلالی است، عشق به کمال و جمال مطلق و جاودانگی دارد، خواستار نیکی هاست.»

وی اضافه کرد:« فطرت دوم، که به تبع فطرت اول به وجود می آید، تبعی است، تنفر از نقص است. بدیهی است هنگامی که انسان عشق به کمال داشته باشد، از نقایص و زشتی ها  نیز  متنفر و بیزار می باشد. بنابراین انسان، با  ویژگی عشق به کمال و تنفر از نقص، به دنیا می آید.»

مطالب مرتبط