عید فرخنده ونورانی قربان مبارک /هر روزى که در آن ، خدا نافرمانى نشود روز عید است .

​آخرین خبر : عید فرخنده و نورانی قربان آمد/ بسته ویژه «آخرین خبر» به مناسبت «عید سعید قربان» 


اقتدارپرس / عـیــد رخســـار تـــــو کــو؟ تا عاشـقـــان

در وفـــایت، جـــان خــود قربـــان کننـد
ابراهیم، خلیل الله بود و پروردگار، عزیز و بلندمرتبه است. چگونه در یک سینه هم عشق خدا جولان دهد و هم عشق به فرزند.

آزمون بندگی شروع شد. باید قلب ابراهیم صافی شود؛ زلال و یک دست و غیر خدا در آن هیچ نماند، حتی به قدر عشق پدری سالخورده به پسری مانند اسماعیل!
به سودای جهان، عاشق، دلیر است 
همیشه عشق، قربانی پذیر است
همیشه قرب دل در وصل عشق است
موحد بودن ما اصل عشق است
بر خود نهیب می زنم: تو چه چیزی در هزار توی قلبت پنهان کرده ای؟ تو که به شیوه ابراهیم تمسک می جویی، امروز قربانی ات بر آستان ربوبیت چیست؛ مال، مقام، فرزند؟ بنگر و با خودت محاسبه کن چه چیز دستان تو را به این دنیا بند زده است و تو را این گونه لنگان و پای بسته واگذارده!

وقت امتحان است، ولی این بار مثل همیشه نیست. فرمان الهی بی پرده و مستقیم نمی رسد.

در عالم رؤیا، پیرمرد خود را می بیند و برق تیغ برهنه و گلوی سپید اسماعیل را. همین اندازه، دلداده ای چون ابراهیم را کافی است برای پی بردن به مقصود دلدار.

به خود می اندیشم. آیا آن اندازه بندگی آموخته ام که چون از دوست اشارتی در رسد، از من به جان و سر دویدن باشد؟ آیا این گونه ابراهیم وار، دل باخته محبوب شده ام یا خود را پشت هزار چون و چرای بیهوده پنهان می کنم تا گوش هایم فرمان او را نشنوند و چشمانم راه حقیقت را نبینند؟

ابراهیم، نخست با خودش و سپس با اسماعیل خلوت کرد. برایش از رؤیای شبانه اش گفت و از راز آن همه بی تابی اش، ولی اسماعیل لحظه ای تردید نکرد و کلامش عصای دستان لرزان پدر شد: «پدر! مأموریت خود را انجام بده! به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت».

کار آسانی نیست، خنجر عریان با حنجر اسماعیل بی پرده سخن خواهد گفت، ولی اسماعیل لحظه ای سست نشد؛ چرا که ردای روشن ایمان سر تا پایش را در آغوش کشیده بود.

استواری قدم های اسماعیل، لحظه های قربانگاه را مضطرب می کرد و با هر گام، تکه ای از عشق اسماعیل از قلب ابراهیم کنده می شد. شیطان این همه شوق پدرانه را رصد می کرد. برگرد پدر و پسر می چرخید و تردید را در جانشان می ریخت.

در راه وصال محبوب، نخست باید شیطان کمین کرده در وجودت را سنگ باران کنی. باید بر سینه سیاهش مُهر ناامیدی بکوبی تا مسیر، از سایه های سیاه وجود تهی گردد و پای دل در سنگلاخ وسوسه نلغزد و این شد داستان رمی شیطان رجیم!

به امر خدا، تیغ از بریدن گلوی اسماعیل ناتوان می شود. صدای بال فرشتگان در گنبد آبی آسمان می پیچد و جبرئیل در هاله ای سپید، در آستانه منا با هدیه ای در دست چنین می گوید:
سلام بر ابراهیم(ع)! خداوند تو را درود می فرستد. اینک گوسفند را قربانی کن که هدیه ای از خدا به بهترین بندگان اوست… خداوند با نیکوکاران است.

«علایق» را سر می بری و اینک «لایق» الطاف ویژه رحمانی می شوی. خدایان دروغین را از کعبه دل بیرون می کنی تا جمال روشن حق را بی پرده دریابی.

بر تو مبارک باد عید قربان! اینک «ز هرچه رنگ تعلق پذیرد»، آزادی!

قدم اول، عرفات؛ شناخت، معرفت.

قدم دوم؛ مشعر؛ شعور، بیداری، آگاهی.

و اینک قدم سوم در منا، که به منتهای آرزویت می رسی و منتهای آرزوی اهل ایمان، وصال حق است و نه جز آن.

خنـجــر شــوق بــر حنجــر نفـس

عید قربان جلوه گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است . فصل قرب یافتن مسلمآنان به خداوند، در سایه عبودیت است .

عید قربان ، مجراى فدا کردن عزیزترین یعنى خدا است .

عید قربان ، مجراى فیض الهى و بهانه عنایت رحمانى به بندگان مومن و مسلم و مطیع است .

قربانى تو در این چیست ؟

در راه خدا، چه چیز فدا مى کنى ؟

با چه وسیله ، به استان پروردگار، تقرب مى جویى ؟ و کدام فدیه را به قربانگاه صدق ، عشق ، اخلاص و وفا مى آورى ؟

براى اولیاء الله عید قربان مجمع الشواهد صدق در گفتار، کردار، ادعا و عمل است . تو نیز، اگر بتوانى رضاى خویش را فداى رضاى حق کنى ، اگر بتوانى از خواسته دل در راه خواسته دین چشم بپوشى ، اگر بتوانى از داشته ها و خواسته ها بگذرى ، آنگاه ، به مرز عبودیت و به حوزه قربانگاه قدم نهاده اى .

اگر پاى از مرز طاعت فراتر ننهیم ، اگر با تیغ گناه ، دامن عصمت ندریم ، اگر دست تعدى ، به حریم حرمات الله نگشاییم ، آنگاه خواهیم دید که هر جا باشیم در قربانگاهیم و هر سو که برویم ، به او تقرب پیدا مى کنیم ، و هر روزمان عید قربان مى شود. بفرموده حضرت على :

کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید

هر روزى که در آن ، خدا نافرمانى نشود روز عید است .
آرى !…چنین روزی عید است… عید قربان و تقرب به خدا، آن هم در سایه عبودیت و بندگى .
ما، بنده آنیم که در بند آنیم .
حال که چنین است ، چرا در بند نفس و بند زر و سیم و بند خواسته ها و داشته ها؟!
دل به خدا بدهیم و در بند عبودیت او باشیم ، تا از هر قید و بندى آزاد شویم .
بندگى خدا، امیدبخش است .
و روز عید قربان مى تواند براى ما اوج این آزادى برین باشد.
خجسته باد عید قربان عید صالحان و ارس ته ، و عید اهل طاعت و تسلیم .

خــدامحـوری؛ پیشنهــادی بــرای زنــدگی بهتــــر

خدامحوری سبب عبور از دشواری ها و بهره مند شدن از موقعیت هاست. زمانی که پدر از معنویت سرشار باشد، در جنبه اقتدار و اثرگذاری بر شخصیت فرزند، بسیار موفق تر خواهد بود تا آن گاه که رابطه معنوی میان والد و آفریدگار وجود نداشته باشد.

همچنین، بندگی به دنبال خود محبت و محبوب شدن را به همراه دارد. در پرتو بندگی، حیات پاک و زندگی خوش سامان می گیرد و اعضای چنین خانواده ای، مرزها و حرمت ها را به خوبی می شناسند و اجرایی می کنند.

زمانی که علاقه به خداوند در جایگاه نخست قرار می گیرد، الفت با دیگران نیز به اوج می رسد و زمانی که فرد از کمبود ویتامین ارتباط با حضرت دوست رنج می برد، توان محبت ورزی به دیگران را هم از دست خواهد داد؛ زیرا در خود احساس نشاط معنوی نمی کند تا بتواند در آن شادابی با دیگران سهیم شود.
فرزنـدان، ابـزار آزمــون خـــدا

خداوند فرزندان را وسیله آزمایش بندگان معرفی می‎کند. این مسئله از دوجنبه قابل بررسی است:

کوتاهی در حق فرزندان و سهل‎انگاری در تربیت و تأمین آنها؛ یعنی عمل نکردن به وظیفه شرعی که به دنبال آن مردود شدن در آزمون را به دنبال دارد.

فرزند سالاری ناشایستی که می تواند انسان را از مسیر توحید خارج و او را در انجام خواست های الهی متوقف کند.

هر دو جنبه از این آزمون، به پدر و مادر، دقت در فرزندپروری و تقویت ایمان را هم‎زمان با قبول این وظیفه مهم یادآور می شود.
اعمــال روز و شب عیـــد قــربـــان

شب دهم از لیالى متبرکه و از آن چهار شبى است که احیاء آنها شایسته است و درهاى آسمان در این شب بازاست و سنّت است در آن زیارت امام حسین علیه السلام و دعاء یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلىَ الْبَرِیَّهِ روز دهم روز عید قربان است و بسیار روز شریفى است و اعمال آن چند چیز است. 

اوّل غسل است که در این روز سنّت مؤکد است و بعضى از علماء واجب دانسته اند.

دوّم نماز عید است به همان نحو که در عید فطر ذکر شد لکن در این روز مستحب است که افطار بعد از نماز از گوشت قربانى شود. 

سوّم خواندن دعاهائى که وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن و در اقبال ذکر شده و شاید بهترین دعاهاى این روز دعاى چهل و هشتم صحیفه کامله باشد: اَللّهُمَّ هذا یَوْمٌ مُبارَکٌ و دعاى چهل و ششم را نیز بخواند یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ 

چهارم خواندن دعاى ندبه است 

پنجم قربانى است که سنّت مؤ کّد است 

ششم خواندن تکبیرات است براى کسى که در منى باشد عقیب پانزده نماز که اوّلش نماز ظهر روز عید است وآخرش نماز صبح روز سیزدهم و کسانى که در سایر شهرها هستند بخوانند عقیب ده نماز از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم و تکبیرات این است :

اللّهُ اَکْبَرُ اللّهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُاللّهُ اَکْبَرُاللّهُ اَکْبَرُ ولِلّهِ الْحَمْدُ اللّهُ

خدا بزرگتر از توصیف است …. معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر است … و ستایش خاص خدا است

اَکْبَرُ عَلى ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَهِ الاْنْعامِ

خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائى کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزى ما کرد از چهارپایان انعام (شتر و گاو و گوسفند) 

وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلى ما اَبْلانا 

و ستایش خاص خدا است براى آنکه آزمود ما را

و مستحب است تکرار این تکبیرات عقب نمازها به قدر امکان و خواندن بعد از نوافل

بـایـد اسماعیـل هـا را تـا به قـربـانگـاه بــرد
ور نه انـدر راه بـاطل جــان ما قـربـان شــود!
آخرین خبر

مطالب مرتبط