شرط بندی بر سر آینده شهر ساری؟!

سرنوشتی که دستمایه نیست:

شرط بندی بر سر آینده شهر ساری؟!

در این شهر قدرت طلبان چشم بر واقعیت ها بسته و بی توجه بر منطق و مصلحت، انگشت های خود را به نشانه شرط بندی به سوی هدف نشانه می برند و چه بوقلمون صفت هایی که دستمایه و هزینه ی بازندگان این شرط بندی هستند…

اقتدارپرس به گزارش راه شلمچه، بسیاری از مشکلات کنونی موجود در حوزه مدیریت شهری پایتخت مازندران به دلیل از دست رفتن اولویت‌ها ایجاد شده، چرا که هم‌ اکنون تعریف مشخصی برای اولویت‌های شهری وجود ندارد و همین تفکر سوء جریان های قدرت طلب را شائبانه مالک شهر دانسته است…

برپایه این تحلیل امروز ساری آنقدر درگیر جنگ های قومی و قبیله ای برای رسیدن به غنائم مردم است که شهرداری را بیش از یک نهاد خدمتگزار به سوژه ای برای شرط بندی های خود تبدیل کرده اند و باید بنالیم برای حال مردمی که در خیال خود، آینده ای روشن را برای شهرشان ترسیم کرده اند غافل از آنکه شرط بندان این شهر بر سر سرنوشت آنها تاس می اندازند.

در این شهر قدرت طلبان چشم بر واقعیت ها بسته و بی توجه بر منطق و مصلحت، انگشت های خود را به نشانه شرط بندی به سوی هدف نشانه می برند و چه بوقلمون صفت هایی که دستمایه و هزینه ی بازندگان این شرط بندی هستند.

و اما در این بازار داغ شرط بندی جوانان و مدیران لایق ساری هستند که بی مقدار جلوه می کنند و اگر در تاس انداختن آقانماها بر رویشان شرط بندی شود شاید پرنده اقبال بر دوششان بنشیند و اگر غیر این بود که نامشان در هیچ حافظه ای نمی گنجد…

شاید شرط بندان و مهندسان پازل ساز قدرت در خواب خوش خیالی به سر می برند که دیگران باید مطیع آنها باشند تا از شانس رسیدن به اریکه قدرت بهره مند گردند هرچند کوته فکران این شهر هیچگاه نمی توانند بر روی اراده مردم سیطره پیدا کنند اما هشدار یک خطر بزرگ اجتماعی برای آینده این شهر را باید از الان احساس کرد؛ این شهر جولانگاه سیاسی کاری های بسیاری برای رسیدن به مقاصد شخصی است و این حق محفوظ که نگران ساری پساعبوری باشیم.

این دلنوشته می گوید در حالیکه در شهرهای دیگر مازندران همگان به فکر مدیر پروری هستند و می کوشند برای مدیریت ها، جوانان را پرورش دهند و اعتماد به این نیروی بالقوه را هدف گذاری می کنند و حتی مدیریت استانداری و رسیدن به مناصب شاخص دولتی را از آن جوانان مستعد و خوش فکر شهر خود می دانند اما در ساری مدیر کشی هدف ذلت بار آقانماهایی است که تنها دلیلشان از این اقدام سوء، از دست رفتن منافعشان است و بس.

این نوشتار را استعاره از این حکایت می کنیم که قصه تبر و درخت را شنیده اید؟ وقتی تبر در حال قطع کردن درخت بود دسته اش شکست و درخت ناله زد که وای شاخه ام که دسته تو بود شکست! ساری همان درختی است که بر شاخه های جدا شده خود می گرید.

ماه پشت ابر نمی ماند و تاریخ شما و کینه هایتان و جنگ بین فرزاندان را از یاد نخواهد برد که چقدر بی رحمانه بر سرمایه های این شهر تاخته اید و این تاخت و تاز بیش از قدرت، نمایش ذلت بوده است چرا که مردم مدیران را با عملکردشان می سنجند و شرط بندی های شما سبک سرها، خیال خام شما است نه اراده این شهر.

شهردار ساری فارغ از نام، نشان و پیشینه اش سرمایه اجتماعی این شهر است و بگذاریم کهن تاریخ شهرمان مسیر خود را، خود بیابد و ما کاسه داغ تر از آش نباشیم که خود می سوزیم…

بشنو از مولوی این سخن به یادگار

(چون غـرض آمـد هنر پوشیده شد)

(صد حجاب از دل بسوی دیده شد)

راه شلمچه منافع مردم را ملاک قرار می دهد و نه تنها ساری بلکه با نگاه کلان به توسعه تمامیت ارضی ایران اسلامی، در جایگاه مدافع حق و حقوق مردم ابتداً نسبت به شفافیت موضوع و سپس برای معرفی خاطیان جریان های قدرت طلبی، از هیچ کوششی فروگذاری نمی کند و ما رد پای شلمچه رفتگان را می نگریم و روندگان راهشان خواهیم بود؛ می دانیم که دعای خیر مردم پشت راهمان است…

You May Also Like